X






















مامان خانمی و اراد و اقای پدر

روزای با هم بودنمون



لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



[موضوع : ]

نوشته شده در سه شنبه 31 تير 1393ساعت 1:47 توسط مامان خانمی| |



لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



[موضوع : ]

نوشته شده در دوشنبه 30 تير 1393ساعت 1:45 توسط مامان خانمی| |

سلام

پسرک شیطون مامان

خوبی عزیزم

قربونت برم عزیزم

وقتی خوابم همش وول میخوری منم بعضی وقتا بیدار میشم

الهی مامان فدای دستو و پاهای کوچولوت بشه عزیزم

میدونم توام دوست داری صحیح و سالم بنیا بیای بیای بغلم

قربونت برم همه برای ما دوتا دارن دعا میکنن

عزیزم خیلی خوشحالم که پیش منو و بابایی

انشاا... سال دیگه ماه رمضون شما 7-8 ماهه هستی با مامان میای ددر

قربونت برم میخوام ببرمت شبای قدر مراسم

پسرم سال پیش من برای اومدنت انقد دعا کردم

امشال خدای مهربونم تو رو داد به من

الهی قربون خدا بشم

خودش میدونه کی بده کی نده

قرونت برم دیشب به بابایی میگفتم

من سرویس قابلمه امیر ارسلانمو نگرفتم پول دستت اومد بده بگیرم

گفتم سال دیگه قابلمه کوچواوشو دستش میگیره میزنه به هم میگه ماما به به

بابا با یه لبخند مهربون جوابمو داد

قربونت برم میبینی بابا چقد به اشتنت خوشحاله

خدای عزیزم تو رو قسم میدم به بزرگیت به رحمان و رحیم بودنت

تو رو قسم میدم به مادری که بین در و دیوار محسنش سقط شد

قسم به ربابی که بعد از علی اصغرش سینه هاش پر شیر شد و داغ دلش تازه شد

تو رو قسم به عموم عباس که به اب شرمندگی نگاه کرد

پسرمو سر موقع و صحیح و سالم و صالح به اغوشم ببخش

دلم نمیخواد زایمان زودرس داشته باشم

البته خدای مهربونم میدونما چون تو و مادرم زهرا س بهم اینو هدیه دادین هیچ چیز نمیشه

پسرک مامان ما تو گوشت ابوالفضل صدات میکنیم

همیشه تو دلم ارزو میکردم که

پسرم مثل عباس عموم باشه

با غیرت شجاع و ....چشم و دل پاک و مهربون و مومن

قربونت برم میدونم تو فرزندی هستی که

تو کل فامیل همه تو رو از ادب و نزاکت مومن بودن و قاری قران میشناسنتو البته با سیاست

قربونت برم عزیزم من عاشقتم

فقط اینو بدون خدا تو رو به منو بابا داده

خودشم مواظبه تا هفته 37

انشاا... صحیح و سالم بدنیا میای من میبرمت شیرخوارگان حسینی

پارسال اغوشم خالی بود

ولی خدا بخاطر دل سوخته رباب بهم یه فرشته کوچولوی دوست داشتنی داده

نذر کرده بودم که شما هر سالی که بدنیا بیای ببرمت شیرخوارگان انشاا... امسال

درسته شما هنوز 40 روزه نمیشی میبرمت به امید خدا

پسرم عاشقتم خیلی دوستت دارم

میخوام بدنیا اومدی انقد به سینم بچسبونمت که خسته بشم بذارم بخوابی

قربونت برم چقد شیرینه رویای من با تو که الان تو وجودمی

امیر ارسلانم

پسرم تو نورچشم منی

تو امید روشنی بخش زندگیمی

عزیزم از خدا بخواه که شما زود به دنیا نیای و به موقع تو 37 هفتگی بدنیا بیای

من مطمئنم شما سر وقت میای

خدای عزیزم نمیدونم من چجور مادری هستم

نمیدونم اخرو عاقبتم چی میخواد بشه

ولی ازت میخوام منو پدرش یه مادر نمونه برای پسرم باشیم

قربونت خدا نگاهی کن به اون دلایی که خیلی خستن

و هر روز شبشونو دارن با التماس به تو میگذرونن که فرشته کوچولو بهشون بدی

پسره 22 هفته من

اكنون كودك درون رحم شما مثل یك نوزاد ولی كمی كوچكتر است. او 27.7 سانتی متر طول و حدود 450 گرم وزن دارد. پوست او تا زمانی كه به اندازه كافی وزن اضافه كند چروكیده به نظر می آید؛ و موهای نرمی بنام لانوگو كه سر و بدن او را پوشانده ، قابل دیدن است. لبهای او مشخص تر شده و دندانهای او به شكل ریشه هایی در درون لثه اش ظاهر شده اند. هرچند چشمهایش رشد كرده اند اما عنبیه (بخش رنگی چشم) هنوز رنگدانه ندارد و رنگی نشده است. ابروها و پلكهای چشمان او در محل خود قرار گرفته اند و لوزالمعده او (كه برای تولید هورمونها بخصوص انسولین ضروری می باشد) به سرعت در حال رشد است.



شما چگونه تغییر می کنید؟

با بزرگ شدن شكم شما برای فراهم كردن فضای لازم برای كودك در حال رشد ممكن است نشانه های كشیدگی را بر روی پوست خود مشاهده كنید. بعضی از خانمهای حامله دچار این عارضه نمی شوند، اما تقریبا بر روی پوست نیمی از آنها آثار این كشیدگی ظاهر می شود. این خطوط باریك كه از بافتهای جدید از جنس پوست هستند، علاوه بر باز شدن پوست بعلت تغییرات هورمونی در دوران بارداری ایجاد می شوند و به رنگ صورتی تا قهوه ای پررنگ (بسته به رنگ پوست شما) هستند و ممكن است ضخامت آنها با افزایش سن حاملگی بیشتر شود. آنها نه تنها بر روی شكم بلكه احتمالا بر روی باسن، رانها و پستانها نیز ظاهر می شوند. اثرات ثابت شده ای از اینكه محلولهای طبی و لوسیونها از بروز این خطوط رنگی جلوگیری كنند یا آنها را از بین ببرند، وجود ندارد. اما می توانند خارش احتمالی ناشی از كشیدگی پوست را كاهش دهند. همچنین ممكن است ناف تورفته و زیبای شما تغییر شكل دهد، احتمالا سطح ناف شما ابتدا صاف شده و حتی به زودی بیرون می زند؛ اما نگران نباشید، به احتمال زیاد بعد از زایمان به حالت طبیعی خود باز می گردد.



یك تغییر دیگر كه ممكن است در دوران حاملگی در سطح پوست شما رخ دهد ظاهر شدن خالهای نسبتا بزرگ است. در این حالت قسمت كوچكی از پوست برآمده و سرخ می شود و رگهای خونی و همین طور زائده های متعددی ایجاد می كند. این عارضه در صورت، گردن، قسمت بالایی سینه و سینه ها ظاهر می شود و علت آن نیز میزان بالای هورمون استروژن در دوران حاملگی است؛ معمولا پس از زایمان پوست به حالت طبیعی باز می گردد.
[موضوع : ]

نوشته شده در سه شنبه 17 تير 1393ساعت 1:44 توسط مامان خانمی| |



لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



[موضوع : ]

نوشته شده در چهارشنبه 4 تير 1393ساعت 1:42 توسط مامان خانمی| |



لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



[موضوع : ]

نوشته شده در سه شنبه 13 خرداد 1393ساعت 1:40 توسط مامان خانمی| |


کودک شما چگونه تغییر می کند؟

اكنون طول بدن كودك شما از فرق سر تا پا حدود 10 سانتی متر، و وزن او در حدود 80 گرم است. كودك شما اكنون عملیات دم و بازدم را با مایع آمنیوتیك (به جای هوا) انجام می دهد كه به رشد كیسه های هوا در ریه های او كمك می كند. اكنون اندازه پاهای او بزرگتر از دستهای او شده است، و می تواند همه مفصلها و اعضایش را حركت دهد. این بدان معنی است كه دستهای او بهتر كار می كنند. غده های عرقی به تدریج ظاهر می شوند و با اینكه پلك چشمهای او بسته است، چشمانش می توانند نور را احساس كنند. اگر شما یك نور شدید را به طرف شكم خود بتابانید، احتمالا كودك شما روی خود را از نور برمی گرداند. در اطراف كودك شما چیز زیادی وجود ندارد كه او بتواند مزه آن را امتحان كند، اما اندام چشایی او در حال ظاهر شدن است. اگر در این زمان سونوگرافی انجام دهید شاید و فقط ممكن است از جنیست كودك خود آگاه شوید! با این حال اگر این آزمایش هم نتوانست جنسیت كودك شما را تعیین كند ناراحت نشوید. تعیین جنسیت به عواملی از قبیل میزان شفافیت تصویر و وضعیت كودك در زمان انجام سونوگرافی بستگی دارد. كودك شما ممكن است به حالت حلقه زده قرار گرفته یا چرخیده باشد تا شما را سر كار بگذارد!





شما چگونه تغییر می کنید؟

احتمالا شما تا كنون حدود 2 كیلوگرم یا كمی بیشتر وزن اضافه كرده اید. اگر میزان اضافه وزن شما كمی كمتر یا بیشتر از این مقدار است خیلی نگران نشوید. میزان اضافه وزن در خانمهای حامله با یكدیگر متفاوت است. هرچند شما با نوسانات دوره حاملگی خو گرفته اید اما ممكن است هر از چند گاهی با بروز یك عارضه جدید غافلگیر شوید. اگر دچار گرفتگی بینی شدید می توانید آن را هم از جمله عوارض حاملگی فرض كنید؛ زیرا افزایش هورمون استروژن ممكن است به تورم غشاء مخاطی و در نتیجه تولید مخاط بیشتر منجر شود. حجم خون شما نیز در حال افزایش است كه در نتیجه موجب گشاد شدن رگهای شما (كه شامل رگهای بینی نیز می شوند) می گردد. در نتیجه ممكن است گاهی اوقات خون دماغ شوید. از آنجا كه حاملگی موجب ایجاد تغییراتی در سیستم ایمنی بدن شما می شود و احتمال ابتلای شما به برخی عفونتهای خاص افزایش می یابد ممكن است بیشتر دچار سرماخوردگی یا آلرژی شوید. در هر حال از مواد محرك مانند دود سیگار، گرد و غبار و الكل دوری كنید. برای بهبود وضعیت منافذ بینی شبها از بخارساز یا مرطوب كننده های هوا استفاده كنید و مقادیر زیادی مایعات بنوشید. همچنین می توانید از قطره نمكی بینی یا كلرور سدیم استفاده كنید. در صورتی كه وضعیتتان خیلی بد است از پزشك یا مامای خود در مورد استفاده از داروی ضد احتقان یا دكونژستانت سوال كنید.

اگر خود و همسرتان این روزها كمی استرس دارید نگران نباشید، شما تنها نیستید؛ بسیاری از زوجها نگران سلامتی كودك و خیلی چیزهای دیگر هستند، مثلا اینكه آیا از عهده مسوولیت خود به عنوان والدین بر می آیند یا خیر؟ با این حال اگر مشكلات فیزیكی و بدنی شما كم باشد و كمی هم انرژی به دست آورید این دوره سه ماه می تواند بسیار جالب باشد. پس سعی كنید از آن لذت ببرید.

فعالیت های این هفته

با كودك خود حرف بزنید. این كار برای ایجاد پیوند بین شما و كودكتان بسیار خوب است. اگر حرف زدن با كودك، به نظر شما كار عجیب و غریبی است می توانید برایش داستان بگویید؛ یك كتاب، مجله یا روزنامه بخوانید؛ یا رازهای خود را به او بگویید! انجام این تمرین پس از تولد كودكتان در برقراری ارتباط بین شما خیلی كمك می كند بعلاوه حرف زدن با كودكان یكی از بهترین راههایی است كه در یادیگری زبان به آنها كمك می كند
[موضوع : ]

نوشته شده در جمعه 2 خرداد 1393ساعت 1:37 توسط مامان خانمی| |



لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



[موضوع : ]

نوشته شده در سه شنبه 30 ارديبهشت 1393ساعت 1:35 توسط مامان خانمی| |

سلام

جیگرای مامان خوبین؟

حالتون چطوره

عزیزای مامان اروز زود بیدار شدم

به باباییت که میخواست چند روزی ازم دور باشه

گفتنم برو بربری تازه بگیر صبحونه بخوریم

خووووووووو منو و باباییتون زیاد با هم صبحونه نخوردیدیم

یا منو خواب بودمیا باباییتون

خلاصه بابا رفت نون بگیره

اینگونه شد که بنده چای و صبحانه امادم کردم که

بابایی با عصبانیت گفت

مردتیکه ... رفته رسیده اونجا

بربری تو دستش بود

انقد ناراحت شدم

بیچاره بربری داغو داد گفت میرم

بابا کجا میری بنده خدا

پس من ؟؟؟؟؟؟؟؟

خلاصه پریدم یه تیکه بزرگ پنیر گذاشتم رو نصف بربری دادم بهش

الهی بمیرم برا

این همه مظلوم رفت

خدا پشت و پناهت

خلاصه حالا از خودمون بگیم که

امدیم صبحونه بخوریم

این وروجکای مامان مگه میزارن

همش احساس میکنم بالا میارم

حالت تهوع شدید دارم

خلاصه چند کییویی هم لاغر شدم وووووووووووووووووی

عیبی نداره بخاطر شما میکشم همه چیزو شماها سالم باشین

انشاا... به سلامتی بیاین بغلم

دوستون داره مامان

الانم میرم لال

و بعدش میرم چند روزی خونه مامانم اینا
[موضوع : ]

نوشته شده در دوشنبه 15 ارديبهشت 1393ساعت 1:32 توسط مامان خانمی| |



لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



[موضوع : ]

نوشته شده در چهارشنبه 10 ارديبهشت 1393ساعت 1:30 توسط مامان خانمی| |



لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



[موضوع : ]

نوشته شده در دوشنبه 1 ارديبهشت 1393ساعت 1:25 توسط مامان خانمی| |

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد

Design By : nightSelect.com
Powwerd By : NiniWeblog.com